السيد موسى الشبيري الزنجاني

2380

كتاب النكاح ( فارسى )

است كه احكام حج را نوع مردم نمىدانند چون كارى است كه در عمر براى معمول مردم حد اكثر يك بار اتفاق مىافتد و محل ابتلاء دائمى مردم نيست ، بخلاف ساير عبادات ، همچون نماز و روزه كه در هر روز يا در هر سال تكرار مىشود ، در اين نكته هم فرق بين حج و غير حج در دانستن و ندانستن اصل احكام حج است ، ولى در غفلت از موضوع يا نسيان آن بين حج و غير آن ، فرقى نيست ، بلكه شايد بتوان گفت كه به علت اهتمام بيشتر در باب حج ، پس از علم به اصل مسأله ، كمتر در موضوع آن غفلت يا نسيان براى انسان حاصل مىشود . اين وجوه مىتواند منشأ ترديد مصنف شده باشد ، در نتيجه در مسأله احتياط كرده است . 3 ) بررسى كلام مرحوم سيد توسط استاد « مدّ ظلّه » : با توجه به اين كه ، حرمت ابد عقوبت و كفاره‌اى بر متزوج است و كفارات در حال احرام ( بجز در كفاره صيد ) مخصوص كسى است كه به حكم و موضوع علم داشته باشد و مجرد علم به اصل حرمت كافى نيست و در مسائل مربوط به زنان همچون كفارات جماع هم حكم مسأله همين طور است ، در نتيجه اين روايات مىتواند منشأ شود كه ما مراد از علم را در روايت حرمت ابد ، علم به اصل حكم و موضوع با هم بدانيم ، و اگر ما در مراد از خود روايت زراره و داوود بن سرحان و اديم بياع الهروى هم ترديد داشته باشيم ، خود ادله‌اى كه كفاره را ( در غير صيد ) اختصاص به صورت علم بالفعل كرده براى تقييد اطلاق حرمت ابد كفايت مىكند « 1 » .

--> ( 1 ) ( توضيح بيشتر ) البته تماميت برخى از وجوه چهارگانه گذشته مبتنى بر اين اصل است كه اجمال مخصّص مقيد منفصل مردد بين اقل و اكثر ، به مطلق يا تمام سرايت نمىكند ، اين اصل - هر چند مشهور بين علماء اصل مىباشد مورد پذيرش استاد « مدّ ظلّه » نيست . از سوى ديگر اين بحث هم مطرح است كه آيا ما اصلًا روايت معتبر مطلقى در حرمت ابد در عقد محرم داريم يا خير ؟ چون عمده دليل معتبر مطلق بر حرمت ابد در عقد محرم روايت اديم بن الحر است و با توجه به اتحاد اديم بن الحر با اديم بياع الهروى چنانچه در بحثهاى گذشته گذشت ظاهراً اين دو روايت يكى است